و از اهالي امروز بود
و با تمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد
صداش
به شكل حزن پريشاني واقعيت بود
و پلك هاش
مسير نبض عناصر را
به ما نشان داد
و دستهاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند.
به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد
و او به شيوه ي باران پر از طراوت تكرار بود
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد
هميشه كودكي باد را صدا مي كرد
هميشه رشته ي صحبت را
به چفت آب گره مي زد
براي ما ، يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه ي سطح خاك دست كشيديم
و مثل لهجه ي يك سطل آب تازه شديم
و بارها ديديم
كه با چقدر سبد
براي چيدن يك خوشه ي بشارت رفت
ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله ي نور ها دراز كشيد
و هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ در ها
براي خوردن يك سيب
چقدر تنها مانديم.
+ | نوشته شده توسط sadry در 15:39 |ما كسايي رو كه دوست داريم ميذاريم تو قفس تا برامون آواز بخونن
در عوض كسايي كه ازشون متنفريم مثل كلاغ آزادانه قار قار ميكنن
International Youth Day (12 August) in my Country
We celebrate the International Youth Day (12 August) in our country in a different way.
All youths around the world celebrate this occasion with the slogan "Have Fun & Enjoy"
But we celebrate this occasion with slogan "Free Young prisoners"
This year, we will celebrate our day in the prisons beside our young friends…
This year, we will celebrate our day in the cemetery beside Neda's tomb…
This year, we will celebrate our day in the hospitals beside young victims of Green Revolution…
This year, we will celebrate our day in the madhouses beside of young victims with mental disease after hard tortures in the prisons…
Let's act, let's celebrate our DAY…
+ | نوشته شده توسط sadry در 13:17 |
هر شب ستاره ای به زمین می کشند
و باز
این آسمان غمزده غرق ستاره است...
+ | نوشته شده توسط sadry در 15:30 |
يك دستم در باد و دست ديگرم در بود
اي كه تويي همه بود و نبود
+ | نوشته شده توسط sadry در 15:56 |