تبليغاتX
sad world
شنبه سیزدهم مرداد 1386
KiNg oF mY HeARt

 

I found a little frog

He loves swimming a lot

So

So

So

I let him live and swim in the pool of my heart

 

 

 

Miss U

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 15:50 |
شنبه دوم دی 1385
چی بگم...

 

 

یکی نبود

غیر از خدا هیچکس نبود

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 11:42 |
یکشنبه هشتم مرداد 1385
It’s just Another Lonely Love song

 

Now it's time to leave and make you alone

I don't want to be a fool for you

So I'm leaving you behind

Bye Bye

 

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:27 |
چهارشنبه چهارم مرداد 1385
خیلی لوده ام

 

چه خواب رفته اند سالها و روزها و


من هنوز آن کودک چند ساله ام


کفش های بندیم را دوست می دارم


با آن کیف پلاستیکی

 

و موهای آشفته ام


که با شانه ام قهرند

 



سالها و روزها چه خواب بوده اند


دستان من هنوز دستان کودکی است


که دست دیگری می خواهد


برای پریدن از لب جوی


و قلبم هنوز همچون کودکی


با حرفی ، گمراه می شود.

 

 

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:23 |
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385
pOoR LiTtlE BiRd

 

به خیال این که مثل همیشه خواهد پرید، ترمز نکردم و راندم.

 اما نپرید

و من لحظه ای حس کردم که چرخ جلو دوچرخه‌ام از یک برآمدگی بالا رفت و گذشت

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 14:59 |
یکشنبه یازدهم تیر 1385
God Love us

 

If God had a refrigerator, your picture would be on it.

 

If He had a wallet, your photo would be in it.

He sends you flowers every spring.

He sends you a sunrise every morning Face it,

 

Hey, Friend - He is crazy about you.

 

 

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 12:24 |
یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385
ONe oF My PRoBlEmS

 

دردسر کفش گشاد کمتر از کفش تنگ نیست...

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 10:43 |
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385
عجب فاجعه ای

امروز با پیکان دوپینگم دو بار تصادف کردم ...

تازه دیروز هم با دماغ رفتم تو شیشه...

+ | نوشته شده توسط sadry در 21:50 |
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385
Manual Or Automatic

 

میخوام دنده ماشینمو اتوماتیک کنم

به نظر شما میشه یا نه؟

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 20:48 |
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385
I Hate The Sun

هوا بس شدیدا گرم است

 

به حال آدم برفی اشک می ریزم که در تابستان متولد میشود.

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:42 |
یکشنبه دهم اردیبهشت 1385
Big Competition

نمیدونستم که برنده شدن تو بعضی مسابقه ها اینقدر گرفتاری داره

 

یکیش برنده شدن من  تو مسابقه زندگی از بین 2.5 میلیون اسپرم بود.

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 12:36 |
جمعه هشتم اردیبهشت 1385
Open

به علت درخواست مکرر دوستان امروز جمعه وبلاگ از ساعت ۹ صبح تا ۱۲ شب باز است.

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:0 |
پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385
Closed

فردا تعطیله

کرکره وبلاگمو کشیدم پایین تا شنبه

+ | نوشته شده توسط sadry در 14:53 |
پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385
Life

 

 

 You only Live Once, So Live a Good Life!

+ | نوشته شده توسط sadry در 10:26 |
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385
Rain

باران شیشه پنجره را امروز شست.

+ | نوشته شده توسط sadry در 12:41 |
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385
Past

 

آینه ماشین برای این نیست که رو به عقب رانندگی کنی

پس از گذشته درس بگیریم نه این که در گذشته زندگی کنیم

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:40 |
شنبه دوم اردیبهشت 1385
...

 

من میدونم که بخش کوچکی از یک چیز بزرگ بودن خیلی بهتر از بخش بزرگ از یه چیز کوچکه.

+ | نوشته شده توسط sadry در 21:43 |
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
wAy

هر رفتنی رسيدن نيست !

اما برای رسيدن ، راهی جز رفتن نيست.

جاده پر پیچ و خمه

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:0 |
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385
SnAke CaN nOT kISs

خورشيد به‌ خواب‌ رفته‌ بود

درون‌ سيب‌

وقتی ‌كه‌ مار سيب‌ را گزيد

لب‌هايش‌ سوخت‌

مار برای هميشه‌

توان‌ بوسيدن‌ را از دست‌ داد.

 

ته دیگ: برو گمشو مار بد ریخت ازت بدم میاد.

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:15 |
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385
@B

 

 

خفاش کوچولو از ترس داد زد :

 

تاریکی رو روشن کنین من از نور میترسم.

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:59 |
دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385
We Cant Hug Eachother

درختان کوچه نمیتوانند یکدیگر را بغل کنند

دستهای آنها را همیشه قطع میکنند

مثل دستهای من 

 که بیهوده کشیده شده است

 در فاصله و در این سکوت

 که هیزم شکن بین من و توست.

+ | نوشته شده توسط sadry در 13:45 |
یکشنبه بیستم فروردین 1385
I Am Really Tired

 

بعضی مواقع دلم میخواد بخوابم و دیگه بیدار نشم...

ببخشید پشتم به شماست

ته دیگ: ولی اون وقت دلم برای خیلیا تنگ میشه خدا کنه خوابشونو ببینم

+ | نوشته شده توسط sadry در 22:9 |
جمعه یازدهم فروردین 1385
I Wish I were It

 

ماهی خوشبخت ترین موجود  دنیاست چون کم حافظه هست خیلی کم حافظه تر از اونی که فکرشو بکنی. یه ماهی اتفاقات دور و برش رو فقط برای چند دقیقه توی ذهن کوچولوش نگه میداره و بعد فراموش میکنه به همین دلیله که یه ماهی همیشه نسبت یه فضای اطرافش جستجو گره چون تصور میکنه که با فضای تازه روبرو شده و یادش میره که همین چند دقیقه پیش اونجا بوده.

حتی اگر برای سالها توی یه تنگ کوچولو بمونه احساس میکنه که در یک اقیانوس نامتناهی در حرکته. 

 

ای کاش من اون ماهی کوچک بودم ...

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:54 |
چهارشنبه دوم فروردین 1385
Take it easy

 

If I let you go ooooh baby
Ooooooooohhhhh
 
Once again I'm thinking about
Taking the easy way out

+ | نوشته شده توسط sadry در 23:28 |
جمعه بیست و ششم اسفند 1384
Golden Fish

 

 

دیروز بابام یه ماهی قرمز کوچولو  گرفت اما نمیدونم مامانم چرا ناراحت شد ...

 

 

 

آخه این ماهیه که خیلی نازو خوشگله...

 

 

 

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:46 |
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384
وارونه

وارونه که نگاه کنی

درختها را توی هوا در حال تاب خوردن می بینی

اتوبوس ها را معلق و ساختمان ها را آویزان می بینی

 

چه خوب است بعضی وقتها هم دنیا را از زاویه دیگری ببینیم.وارونه

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:21 |
شنبه سیزدهم اسفند 1384
Dont Afraid Of

برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت وجرات لازم است

 وگرنه هر ماهی مرده ای هم می توانداز طرف موافق جریان آب حرکت کند.

+ | نوشته شده توسط sadry در 11:23 |
دوشنبه یکم اسفند 1384
مورچه کوچولو

 

چه‌ غم‌ناك‌ است‌

عبور مورچه‌ای‌ تنها

در اين‌ نيمه‌ شب‌

روی ديواری‌ كه‌ قلمرو عنكبوت‌هاست‌

شايد او هم‌

به‌ تنهایی من‌ می‌انديشد

پای‌ اين‌ ديوار

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 22:43 |
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384
زلزله

مغز من زلزله می خواد!

 

خیلیا باید توش بمیرن!

 

 اوناییم که نباید بمیرن خودم نجاتشون می دم!

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 21:13 |
دوشنبه دهم بهمن 1384
so why

   وقتی بچه بودم می دیدم آدمها چقدر بزرگ هستند می ترسیدم 

                         وقتی بزرگ شدم دیدم بعضی آدمها  چقدر کوچک هستند باز هم ترسیدم

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:41 |
یکشنبه بیست و پنجم دی 1384
Big Lie

هیچ کس در اين دنيا عاشق ديگری نمی شود .

 اين جا نمی شود به کسی نزديک شد .

 آدمها از دور دوست داشتنی ترند.

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:11 |
دوشنبه نوزدهم دی 1384
پدر ژپتو حق با توست

 

حق با تو بود پدر ژپتو

 من خنده دار شده ام با این دماغ درازو دست و پای چوبی می دانستم نباید دروغ می گفتم من هیچ وقت پری مهربان را دوست نداشتم من گربه نره و روباه را به همه آدمهای خوب ترجیح میدهم,

 نه پدر ژپتو اخمهایت را در هم نریز پینوکیو این بار دروغ نمی گوید.

 

به من میگه پینوکیو

 

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:39 |
چهارشنبه چهاردهم دی 1384
من تنهام

به خودم گفتم :

" بیا کنار من بنشین ! "

وهر چند بی معنی بود

اما برای اطمینان

دست خودم را گرفتم

وبا خودم روی پرچین نشستیم...

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:29 |
شنبه نوزدهم آذر 1384
مری

ادامه مطلب قبلی

 

مری عزیزم فقط مرا دوست دارد

او موریس را هم دوست دارد

نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد

او لویس را هم دوست دارد

نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد

او درختان دشت را هم دوست دارد

نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد

 

بیچاره , احمق بیچاره  چرا نمیتوانی بفهمی

که او میتواند هم تو را دوست داشته باشد و هم دیگران را...

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:44 |
چهارشنبه دوم آذر 1384
خدا

خداوندا! آنانكه همه چيز دارند مگر تورا ... به سخره ميگيرند آنانكه هيچ چيز ندارند مگر تورا

بر گرفته از وبلاگ قشنگ سعید 

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:34 |
شنبه بیست و هشتم آبان 1384
نردبان

 روزی که نردبان اختراع شد خر و اسب و یابو
 به زرافه گفتند: روی گردنت یک غده است.
 هرچه زرافه نگاه کرد چیزی ندید، اما
 آن قدر گفتند و گفتند که زرافه رفت و عمل کرد و گردنش
 کوتاه شد و بعد برگهای بالای درختها که
 مال زرافه بود بدون استفاده ماند تا خر و اسب و
 یابو با نردبان آمدند و برگها را خوردند.

چه فیگوری گرفته فکر کرده مانکنه

+ | نوشته شده توسط sadry در 9:57 |
سه شنبه دهم آبان 1384
I miss you more and more every day

 

Words fail to say

on this beautiful day

Only if I could see u today

Most wonderful thing to gladen my day

I would convey Whats new in this May

How you Change my life everyday

It is just wonderful to think on this beautiful day

Forgot to tell you what's new today

I miss you more and more everyday

+ | نوشته شده توسط sadry در 7:51 |
پنجشنبه هفدهم شهریور 1384


گذشتن از این همه درخت برایم آسان نیست

تو در حاشیه مردابی مرده لانه کرده ای

و مست خواب نیلوفری

رودخانه در بند بند تن من چون پیچکی بالا میرود و در عمق چشمهای من میریزد

گذشتن از این همه درخت آسان نیست

اما من یک روز می آیم و تو مردی را می بینی

با دسته ای نیلوفر در دست ودو رودخانه روشن در چشم...

+ | نوشته شده توسط sadry در 22:24 |
شنبه پانزدهم اسفند 1383


 

من تنها آمده ام بگویم : که نمی خواهم بمانم فقط آمده ام تا کمی بازی کنم و بعد بروم...

 

 

فیل با خرطوم بزرگ یک روز با خودش گفت: مدتهاست که به چیزی فکر میکنم

خرطوم من همان بینی من است پس چرا مردم به آن خرطوم می گویند؟

 

میگوی حرف گوش کن دلش خیلی گرفته بود و نمی دانست چه کار کند

دلیل ناراحتیش این بود : که توی تور افتاده بود و قرار بود خوراک شام یک نفر باشد شما اگر بودید دلتان نمی گرفت؟

 

اگر هیچکس جسمی نداشت  هیچکس نمی دانست که هیچکس نمی تواند کسی را ببیند هیچکس نمی توانست جایی برود هیچکس نمی توانست به سوی کس دیگری برود و به چشمانش نگاه کند اگر هیچکس صدایی نمی شنید هیچکس جوابی نمی داد و آن وقت دیگر کسی به کسی کاری نداشت مثل اینکه همه با هم قهر بودند و دنیا از وجود خودش هم خبر نداشت!

 

کفشها برای راه رفتن ساخته شده اند پاها هم همینطور به همین دلیل آنها آن قدر تفاهم دارند و آن قدر زیاد هم را می بینند.

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:26 |
جمعه چهاردهم اسفند 1383


لحظات ناب زندگی لحظات بودن و زیستن است همان لحظه ای که از صمیم قلب دلتنگ میشویم یا شاد میشویم یا نفسمان بند می آید همان لحظه که متمرکز میشویم فکرش را که میکنم از این لحظات بسیار داشته ام و رفته رفته از درکشان غافل شده ام شک, انتظار؛ نگاه به آینده, همه خصوصیات آدم بزرگها , از درک لحظات ناب زندگیم دورم کرده است. آنچه که هر از گاهی باز غافلم میکند افسوس لحظات ناب گذشته را خوردن است. به خاطر تمام لحظات ناب زندگیم از خدا سپاسگزارم  لحظاتی که حتی گاهی از آن منع شدم دوستیهایی که به خاطرشان سرزنش شدم اما هر لحظه رابطه ام ناب بود.

ترانه ها , عطرها, آوازها, رقصها, دعاها, سعی ها , پروازها ... همه شان را اکنون دوست دارم و به خاطر تک تکشان شاکرم. هر کاری باید بکنم وقتش همین حالاست.فرداهای زیادی نمانده است.

+ | نوشته شده توسط sadry در 1:21 |