I found a little frog
He loves swimming a lot
So
So
So
I let him live and swim in the pool of my heart
+ | نوشته شده توسط sadry در 15:50 |
یکی نبود
غیر از خدا هیچکس نبود

+ | نوشته شده توسط sadry در 11:42 |
Now it's time to leave and make you alone
I don't want to be a fool for you
So I'm leaving you behind
Bye Bye
+ | نوشته شده توسط sadry در 9:27 |
چه خواب رفته اند سالها و روزها و
من هنوز آن کودک چند ساله ام
کفش های بندیم را دوست می دارم
با آن کیف پلاستیکی
و موهای آشفته ام
که با شانه ام قهرند

دستان من هنوز دستان کودکی است
که دست دیگری می خواهد
برای پریدن از لب جوی
و قلبم هنوز همچون کودکی
با حرفی ، گمراه می شود.
به خیال این که مثل همیشه خواهد پرید، ترمز نکردم و راندم.
اما نپرید
و من لحظه ای حس کردم که چرخ جلو دوچرخهام از یک برآمدگی بالا رفت و گذشت![]()
+ | نوشته شده توسط sadry در 14:59 |
If God had a refrigerator, your picture would be on it.
If He had a wallet, your photo would be in it.
He sends you flowers every spring.
He sends you a sunrise every morning Face it,
Hey, Friend - He is crazy about you.![]()
+ | نوشته شده توسط sadry در 12:24 |
دردسر کفش گشاد کمتر از کفش تنگ نیست...
+ | نوشته شده توسط sadry در 10:43 |
تازه دیروز هم با دماغ رفتم تو شیشه...
+ | نوشته شده توسط sadry در 21:50 |میخوام دنده ماشینمو اتوماتیک کنم
به نظر شما میشه یا نه؟

+ | نوشته شده توسط sadry در 20:48 |
هوا بس شدیدا گرم است
به حال آدم برفی اشک می ریزم که در تابستان متولد میشود.![]()

+ | نوشته شده توسط sadry در 8:42 |
نمیدونستم که برنده شدن تو بعضی مسابقه ها اینقدر گرفتاری داره
یکیش برنده شدن من تو مسابقه زندگی از بین 2.5 میلیون اسپرم بود.![]()
+ | نوشته شده توسط sadry در 9:0 |
کرکره وبلاگمو کشیدم پایین تا شنبه![]()
![]()

You only Live Once, So Live a Good Life!
باران شیشه پنجره را امروز شست.![]()
آینه ماشین برای این نیست که رو به عقب رانندگی کنی
پس از گذشته درس بگیریم نه این که در گذشته زندگی کنیم![]()

من میدونم که بخش کوچکی از یک چیز بزرگ بودن خیلی بهتر از بخش بزرگ از یه چیز کوچکه.![]()
اما برای رسيدن ، راهی جز رفتن نيست.

خورشيد به خواب رفته بود
درون سيب
وقتی كه مار سيب را گزيد
لبهايش سوخت
مار برای هميشه
توان بوسيدن را از دست داد.
ته دیگ: برو گمشو مار بد ریخت ازت بدم میاد.
+ | نوشته شده توسط sadry در 9:15 |خفاش کوچولو از ترس داد زد :
تاریکی رو روشن کنین من از نور میترسم.
+ | نوشته شده توسط sadry در 9:59 |
درختان کوچه نمیتوانند یکدیگر را بغل کنند
بعضی مواقع دلم میخواد بخوابم و دیگه بیدار نشم...

ته دیگ: ولی اون وقت دلم برای خیلیا تنگ میشه خدا کنه خوابشونو ببینم![]()
ماهی خوشبخت ترین موجود دنیاست چون کم حافظه هست خیلی کم حافظه تر از اونی که فکرشو بکنی. یه ماهی اتفاقات دور و برش رو فقط برای چند دقیقه توی ذهن کوچولوش نگه میداره و بعد فراموش میکنه به همین دلیله که یه ماهی همیشه نسبت یه فضای اطرافش جستجو گره چون تصور میکنه که با فضای تازه روبرو شده و یادش میره که همین چند دقیقه پیش اونجا بوده.
حتی اگر برای سالها توی یه تنگ کوچولو بمونه احساس میکنه که در یک اقیانوس نامتناهی در حرکته. ![]()
ای کاش من اون ماهی کوچک بودم ...![]()
If I let you go ooooh baby
Ooooooooohhhhh
Once again I'm thinking about
Taking the easy way out
دیروز بابام یه ماهی قرمز کوچولو گرفت اما نمیدونم مامانم چرا ناراحت شد ...![]()

آخه این ماهیه که خیلی نازو خوشگله...
وارونه که نگاه کنی
درختها را توی هوا در حال تاب خوردن می بینی
اتوبوس ها را معلق و ساختمان ها را آویزان می بینی
چه خوب است بعضی وقتها هم دنیا را از زاویه دیگری ببینیم.![]()

برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت وجرات لازم است
وگرنه هر ماهی مرده ای هم می توانداز طرف موافق جریان آب حرکت کند.

چه غمناك است
عبور مورچهای تنها
در اين نيمه شب
روی ديواری كه قلمرو عنكبوتهاست
شايد او هم
به تنهایی من میانديشد
پای اين ديوار![]()
مغز من زلزله می خواد! ![]()
خیلیا باید توش بمیرن!![]()
اوناییم که نباید بمیرن خودم نجاتشون می دم!![]()
وقتی بچه بودم می دیدم آدمها چقدر بزرگ هستند می ترسیدم
وقتی بزرگ شدم دیدم بعضی آدمها چقدر کوچک هستند باز هم ترسیدم![]()
هیچ کس در اين دنيا عاشق ديگری نمی شود .
اين جا نمی شود به کسی نزديک شد .
آدمها از دور دوست داشتنی ترند.
حق با تو بود پدر ژپتو
من خنده دار شده ام با این دماغ درازو دست و پای چوبی می دانستم نباید دروغ می گفتم من هیچ وقت پری مهربان را دوست نداشتم من گربه نره و روباه را به همه آدمهای خوب ترجیح میدهم,
نه پدر ژپتو اخمهایت را در هم نریز پینوکیو این بار دروغ نمی گوید.

به خودم گفتم :
" بیا کنار من بنشین ! "
وهر چند بی معنی بود
اما برای اطمینان
دست خودم را گرفتم
وبا خودم روی پرچین نشستیم...![]()
ادامه مطلب قبلی
مری عزیزم فقط مرا دوست دارد
او موریس را هم دوست دارد
نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد
او لویس را هم دوست دارد
نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد
او درختان دشت را هم دوست دارد
نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد
بیچاره , احمق بیچاره چرا نمیتوانی بفهمی
که او میتواند هم تو را دوست داشته باشد و هم دیگران را...![]()
![]()
خداوندا! آنانكه همه چيز دارند مگر تورا ... به سخره ميگيرند آنانكه هيچ چيز ندارند مگر تورا
بر گرفته از وبلاگ قشنگ سعید
+ | نوشته شده توسط sadry در 9:34 |
Words fail to say
on this beautiful day
Only if I could see u today
Most wonderful thing to gladen my day
I would convey Whats new in this May
How you Change my life everyday
It is just wonderful to think on this beautiful day
Forgot to tell you what's new today
I miss you more and more everyday
+ | نوشته شده توسط sadry در 7:51 |گذشتن از این همه درخت برایم آسان نیست
تو در حاشیه مردابی مرده لانه کرده ای
و مست خواب نیلوفری
رودخانه در بند بند تن من چون پیچکی بالا میرود و در عمق چشمهای من میریزد
گذشتن از این همه درخت آسان نیست
اما من یک روز می آیم و تو مردی را می بینی
با دسته ای نیلوفر در دست ودو رودخانه روشن در چشم...
من تنها آمده ام بگویم : که نمی خواهم بمانم فقط آمده ام تا کمی بازی کنم و بعد بروم...
فیل با خرطوم بزرگ یک روز با خودش گفت: مدتهاست که به چیزی فکر میکنم
خرطوم من همان بینی من است پس چرا مردم به آن خرطوم می گویند؟
میگوی حرف گوش کن دلش خیلی گرفته بود و نمی دانست چه کار کند
دلیل ناراحتیش این بود : که توی تور افتاده بود و قرار بود خوراک شام یک نفر باشد شما اگر بودید دلتان نمی گرفت؟
اگر هیچکس جسمی نداشت هیچکس نمی دانست که هیچکس نمی تواند کسی را ببیند هیچکس نمی توانست جایی برود هیچکس نمی توانست به سوی کس دیگری برود و به چشمانش نگاه کند اگر هیچکس صدایی نمی شنید هیچکس جوابی نمی داد و آن وقت دیگر کسی به کسی کاری نداشت مثل اینکه همه با هم قهر بودند و دنیا از وجود خودش هم خبر نداشت!
کفشها برای راه رفتن ساخته شده اند پاها هم همینطور به همین دلیل آنها آن قدر تفاهم دارند و آن قدر زیاد هم را می بینند.
لحظات ناب زندگی لحظات بودن و زیستن است همان لحظه ای که از صمیم قلب دلتنگ میشویم یا شاد میشویم یا نفسمان بند می آید همان لحظه که متمرکز میشویم فکرش را که میکنم از این لحظات بسیار داشته ام و رفته رفته از درکشان غافل شده ام شک, انتظار؛ نگاه به آینده, همه خصوصیات آدم بزرگها , از درک لحظات ناب زندگیم دورم کرده است. آنچه که هر از گاهی باز غافلم میکند افسوس لحظات ناب گذشته را خوردن است. به خاطر تمام لحظات ناب زندگیم از خدا سپاسگزارم لحظاتی که حتی گاهی از آن منع شدم دوستیهایی که به خاطرشان سرزنش شدم اما هر لحظه رابطه ام ناب بود.
ترانه ها , عطرها, آوازها, رقصها, دعاها, سعی ها , پروازها ... همه شان را اکنون دوست دارم و به خاطر تک تکشان شاکرم. هر کاری باید بکنم وقتش همین حالاست.فرداهای زیادی نمانده است.