ماهی کوچولو

به یه بازی خطرناک دعوت شدم تا کارایی رو که کمتر کسی ازشون خبرداره براتون رو کنم:
- وقتی کلاس اول بودم توی مدرسه تو شلوارم جیش کردم اما این کار همچنان ادامه داره تا الان, اما به صورت متفاوت , هر روز که میگذره بیشتر به هیکل خودم ....
- یه مدت با چند تا بسته ترقه خیلی حال میکردم و ظهر که میشد در خونه بعضیا ترقه می ترکوندیم
- روز والنتاین چند سال پیش برای یکی که ازش اصلا خوشم نمیومد یه کارت والنتاین فرستادم , کارتش به حدی دهاتی بود که یارو از خودش نا امید شد, متنش این بود: اگه چشماش بگن آره هیشکدوم کاری نداره,بعد از اون جریان ندیدمش فکر کنم خودکشی کرده
- توی یکی از کوچه پشتی های این شهر و خیلی جاهای دیگه که اسمشونو نمیبرم اتفاقای خوب و بد زیادی افتاد که هیشکی ازشون خبر نداره و تا همیشه یادم میمونه ...
این بازی خیلی شجاعت میخواد من داشتم شما چطور؟
نفرات بعدی که به این بازی دعوت میشن: سرور, بامبی , سحر و الهه.
امسال هم مث بقیه سالها
مغزمو قلبم به یه خونه تکونیه اساسی نیاز دارن
خیلیهارو باید بیرون بریزم
در ضمن تا اطلاع ثانوی ورود ممنوع
