با هم غریبه شده ایم شاید تقصیر از من است که مدتهاست سراغت را از باران نگرفته ام انگار کسی هلم میدهد به سوی بیگانگی یک نفر که همه عمر در کابوسهای من خرخره هر کلمه را که بوی عشق می داد می برید.
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۸۴ ساعت 13:44 توسط sadry
|